دوستی بزرگوار از بنده پرسیدند چرا نام وبلاگت را صهبای شیدایی نهاده ای؟

خدمت ان بزرگوار و همه دوستان عرض می کنم که نامگذاری وبلاگ یکی از سخت ترین کارها در دنیای وبلاگ نویسی است.نام برگزیده باید دارای چندین ویژگی باشد.نخست انکه در وبلاگهایی که در برگیرنده نوشته های پراکنده وبلاگر هستند نام وبلاگ باید دارای ابهام باشد که تا کسی ان را شنید به فی ما ضمیر نوشته های وبلاگ پی نبرد اما در وبلاگهایی که در باره موضوع خاصی می نویسند این ابهام نباید وجود داشته باشد .برای نمونه نام هویت دارای ابهام است.حسام سرا دارای ابهام است.اما نام نغمه ی هنر بی گمان خواننده را متوجه جهت داشتن وبلاگ به سوی موسیقی می کند.نام وبلاگ گروه تاریخ همه را به ان سو رهنمون می سازد که در انجا در باره تاریخ  مطالبی هست.یکی از زیباترین نامگذاری ها وبلاگ خانم غافل است که در باغ نام دارد با توجه به نام وبلاگر که بنفشه است و بنفشه یک گل است علاوه بر ابهام یک ایهام بسیار زیبا نیز در نامگذاری وجود دارد.

دومین ویژگی ان است که نام وبلاگ باید تا حد زیاد استعاری باشد.در این زمینه می توان از اضافات استعاری و تشبیهی بهره برد.یکی دیگر از ویژگیها ان است که نام وبلاگ ،خوش اهنگ باشد.در زبان فارسی کلماتی که با مصوتهای بلند عروضی اغاز و پایان می یابند خوش اهنگترند تا کلماتی که با مصوت کوتاه اغاز و پایان می گیرند.

و اخرین ویژگی ان است که نام وبلاگ تکراری نباشد والبته به دل نویسنده ان هم بنشیند.صهبا را در لغت به معانی زیر اورده اند. صهبا مونث اصهب است .واژه ای عربی است که معنای ان به پارسی، فشرده انگور سپید است. شراب انگوری است که مایل به سرخی باشد.شیدایی نیز شیفتگی و عشق است.شیدایی برگردان عشق است پس معنای صهبای شیدایی می شود شراب سرخ عشق.

 

 

روز پدر بر همه ی پدرها خجسته باد.

 

 

کامکارها در موسیقی ایران جایگاه ویژه ای یافته اند.مردان و زنان بی ادعایی که از سر عشق می نوازند و می خوانند.گروه منسجم خانوادگی که هر لحظه به اوازشان گوش می کنی روح حسن کامکار را می بینی که به کار هفت پسر و یک دختر خویش یا افتخار می نگرد.در گروه کامکارها کسی ادعای ریاست ندارد و ادعای همه چیز دانی نمی کند و راه برای ورود دیگران بسته نیست.

 

در گروه کامکارها خواننده و نوازنده از هر رده ای که  باشند می کوشند دستاوردی  قابل اعتنا برای عرضه به مردم داشته  باشند.در گروه کسی راهبر نیست.همه به ان درکی رسیده اند که..............

 

ادامه مطلب ...

روز زن بر همه مادران و زنان و دختران ایران زمین فرخنده باد

 

 

 

درودی دیگر بار.

پنج روز تعطیلات را در مسافرت بودم.به زودی به روز خواهم شد.از دوستانی که به صهبای شیدایی سر زدند و دست خالی برگشتند عذر خواهی می کنم.

ارادتمند همه شما.مسعود

 

 

عالیه صبور در تاریخ سوم اسفند ۱۳۶۷ خورشیدی برابر ۲۲ فوریه ۱۹۸۹، در شهر نیویورک زاده شد.

نبوغ عالیه از دوران کودکی آشکار شد. او هم زمان با به پایان رساندن سال چهارم دبستان، دیپلم دبیرستان خود را نیز دریافت کرد و در ۱۰ سالگی به دانشگاه استونی بروک نیویورک راه یافت. او توانست در سن ۱۴ سالگی با بالاترین جایگاه ممکن دانشگاهی یعنی زوما کوم لائوده در رشته ریاضیات کاربری فارغ التحصیل شده و وارد دانشگاه درکسل بشود. عالیه توانست در این دانشگاه دکترای خود را در رشته متالورژی گرفته و به عنوان پروفسور و استاد دانشگاه به استخدام دانشگاه کونکاک کره جنوبی درآید.

نام او در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۰۸ در لیست رکوردهای جهانی گینس نوشته شد و پس از ۲۹۱ سال رکورد آقای کولین مک‌لورین   (رکورددار پیشین و شاگرد نیوتن) را شکست.

 

 "خوب منم دوست دارم مثل این دختر و پسرهای عاشق که برا عشقشون تو وبلاگهاشون تولد می گیرن ، تولد بگیرم. "

اینگونه شروع کرده خانم ملک محمد.یکی از پر تلاش ترین و موفق ترین وبلاگر هایی که من می شناسم.خانم مدیره ای که ان قدر بر پیشرفت کارش سمج است که ادمی متحیر می ماند.کسی او را منع نمی کند که برای وبلاگش در روز شش خرداد تولد بگیرد.من هم برایش در صهبای شیدایی تولد می گیرم و فریاد بلندی سر می دهم که خانم ملک محمد!!یکسالگی  وبلاگ ام البنین مبارک باد.!!!!!!!خوشم می اید که این خانم عاشق کارش است.برای همین هم در صدر وبلاگهای لینک داده ام نام دیگر وبلاگش را گذاشته ام.

" حالا هر چی زنگ می زدم این طرف و اون طرف کسی نبود که منو راهنمایی کنه

اما زود خودم همه مشکلاتم را تقریبا حل کردم"

 در اوایل کار خانم ملک محمد، برای معرفی وبلاگش در صفحات ان مرحوم(سایت سده لنجان)مطلبی نوشتم و اشکالات عمده ان را بیان کردم که ایشان خیلی ها را بر طرف کرد.مهم هم نیست که ان نظرات من به دردش خورد یا نه.مهم این است که اگر مانند من در یکسال گذشته کار وبلاگ نویسیش را دنبال کرده باشید می دانید که چقدر پیشرفت کرده است.

من نه خانم ملک محمد را دیده ام و نه تا کنون خواسته ام که او را ببینم نه برای وبلاگش حسودی کرده ام و نه از پیشرفتش دلخور شده ام چون در بخشی از مقاله اش نوشته که" خیلی ها به وبلاگ ام البنین افتخار می کنن خیلی ها هم براش حسودی می کنن خیلی من را بیکار جلوه می دن و خیلی ها هم پر کار خیلی ها تشویقم می کنن و خیلی ها هم دلسردم می کنن .....

مهم اینه که وقتی یه جلسه ای هست یا یه کلاس ضمن خدمت یا یکی از استان برا بازدید یا جلسه میاد همه دوست دارن ببینن ملک محمد کیه ... ام البنین کجاست ........."

این بخش از نوشته اش دلم را درد آورد که چرا باید کسی برای کسی حسادت کند آن هم در دنیای بی در و پیکر نت با این همه افقهایی که ادمی نمی داند به کدام سو برود و اگر اینگونه بوده وای بر حسودان .مگر اینکه این احتمال را هم بدهیم خانم ملک محمد مانند همه جماعت نسوان درجه حساسیتشان از مرز عادی بسی افزونتر است و البته این عیب نیست که حسنی است خدادداده.اما به قول خودش"اینها مهم نیست "

اری اینها همه مهم نیست.مهم این است که این خانم فرهنگی مانند بیشتر فرهنگیان سم روزمرگی نخورده است.کوشا بوده و انرژی مثبت در مدرسه اش پخش کرده است.مانند تنها برخی و اری تنها برخی از فرهنگیان ایران از مردن تن زده است و کوشیده زنده بماند.این حسن بزرگی است برای خانم مدیره ای که از سویی مجبور است در وبلاگ مدرسه اش رسمی بنویسد و چون این کار قانعش نکرده مجبور شده وبلاگ دیگری بزند تا انچه دوست دارد در انجا بنویسدد کاری که من هم کردم و ان خدا بیامرز (سایت سده لنجان)را طلاق دادم.

خانم ملک محمد از نوشته های طولانی خوشش نمی اید و جالب اینکه در وبلاگش برای تولد گرفتن طولانی نوشته است.مهم هم نیست که او این نوشته را نخواند و بگوید چون طولانی است بی خیال این نوشته اما اگر تا اینجا رسید به او می گویم این همه تغییر قالب دادن برای کارش مضر است.شاید هم ازمون و خطا می کرده یا طبع تنوع پسندش از قالب ها خسته می شده.خودش می داند و خدا .

اما حسن های کار او آن قدر هست که این عیبها به چشم نیاید.وبلاگری که همیشه به من سر زده است و در خیلی از مواقع که در سایت سده دلخور بودم مرا ترغیب کرده که دست از گمان بدارم.خانم مهربان و دوست اینترنتی نادیده ای که برای همه نوشته های من عالمانه نظر و یادداشت می گذارد هرچند برخی از ان نظرات را شما نخوانده اید.

وقتی با اکبر حسامی عزیز در باره خانم ملک محمد گپی داشتم او هم چون من از پشتکار و کوشش این خانم با ان همه مشغله هایی که دارد در شگفت بود.نمی دانم چرا هر وقت وبلاگ دوست داشتنی ام البنین یا دیگر وبلاگ خانم ملک محمد را می بینم بی اختیار این بیت عبدالحی خطیبی از پیش چشمانم می گذرد

گمان مکن که به پایان رسیده کار مغان

هزار باده ناخورده در رگ تاک است

برای او ،بار دیگر از کردگار هستی بخش ارزوی کامیابی دارم و ارزو دارم نظر لطف و عنایتش بر صهبای شیدایی تا سالها بپاید.زیاده حرفی نیست جز اینکه

وبلاگ عزیز همه ی ما تولدت مبارک.

 

 

 

1 2 >>