درود بر خوانندگان ارجمند و دوستان گرامی.
چند روزی در مسافرت بودم و نتوانستم با شما گپی داشته باشم.برای شما ارمغانی از کتاب دل بردگان فتح الله عباسی اورده ام.
درصفحه 29 کتاب امده است که استاد عباس اقبال اشتیانی در نامه ای به سر دبیر مجله یغما نوشته است....چند روز قبل در یک جنگ خطی در کتابخانه ی دانشگاه استانبول به یک قطعه شعر از خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوان جوینی برخوردم و چون بی نهایت در من اثر کرد و روح مرا تکان داد ان را استنساخ کردم اگر ان را می پسندید برای تمتع اهل ذوق و طالبان کلام فصیح فارسی در گوشه ای از یغما به چاپ رسانید و ان شعر چهار بیت زیر است
وقتی که داشتم دل و دستی چو مردمان
دائم رعایت حال دل درویش کردمی
خود بد نکردمی و اگر کردمی به سهو
خود را ز بس ملامت دل، ریش کردمی
امروز روشنم شد کانها که کردمی
با کس نکردمی؛همه با خویش کردمی
چون دیدنی است باز،بد و نیک در جهان
ای کاش نیکی از همه کس بیش کردمی
