![]()
کامکارها در موسیقی ایران جایگاه ویژه ای یافته اند.مردان و زنان بی ادعایی که از سر عشق می نوازند و می خوانند.گروه منسجم خانوادگی که هر لحظه به اوازشان گوش می کنی روح حسن کامکار را می بینی که به کار هفت پسر و یک دختر خویش یا افتخار می نگرد.در گروه کامکارها کسی ادعای ریاست ندارد و ادعای همه چیز دانی نمی کند و راه برای ورود دیگران بسته نیست.
در گروه کامکارها خواننده و نوازنده از هر رده ای که باشند می کوشند دستاوردی قابل اعتنا برای عرضه به مردم داشته باشند.در گروه کسی راهبر نیست.همه به ان درکی رسیده اند که..............
بدانند هدف چیست و به کجا باید بروند.در گروه کامکارها بار بر روی دوش یک نفر نیست.هیچکس نمود خاصی ندارد.در پس پرده هم کس یا کسانی قایم نشده اند که بخواهند به ان گروه خط بدهند.
در انجا تمبک بزنی یا تار،کمانچه بزنی یا سه تار،تک خوان باشی یا گروه کر،کسی بر کسی فخر نمی فروشد.همه می دانند که باید همه باهم باشند و در عین حال فردیت هر کسی نیز حفظ بشود. در این گروه همه برای یاد گرفتن از دیگری بیشتر فعالیت دارند.انان به داشته های خود بسنده نمی کنند.
گروه کامکارها برای همه کارهای فرهنگی یک نمونه اند. در انجا تضاد منافعی وجود ندارد که کسی بخواهد به ان دلیل کناره گیری کند.در گروه تعهد به ارمانهای گروه موج می زند و برداشتن یک گام به پیش اصل است.گروه کامکارها کسی را سوا از خانواده به درون خود راه نمی دهد.اما هر که در درون امد؛ تعهد اخلاقی، اجازه کم کاری به او نمی دهد.اینان مردان و زنان پرتلاش و یکدلی هستند که اندیشیدن به کار انان همواره مرا به یاد حکایت زیر می اندازد.
از یکی از صوفیان پرسیدند که ملاک برای تشخیص کار خدایی کردن و کار برای نفس کردن چیست؟گفت ملاک ان است که اگر دیگرانی هم برای خدا کار کردند تو ناراحت نشوی.
کاش انانی که در وادی کار فرهنگی وارد می شوند اندکی از گروه کامکارها چیز یاد می گرفتند .ای کاش و باز هم ای کاش.